آیا خوددوستی کمکی به حل مشکلات فردی میکنه؟

خرید بک لینک

این باور خیلی رایجی هست که خوددوستی – یا همون احساس ارزشمندی، عزت نفس یا احساس خوب درباره خود داشتن – چیز خیلی مفیدی هست و اصلا دلیل اینکه ما توی بعضی مشکلات گیر میکنیم و نمی تونیم از شر احساسات ناخوشایند خلاص بشیم همین نداشتن یا کم بودن احساس خوددوستی و ارزشمندی هست.
شاید حتی از روانشناس ها هم شنیده باشین که همین حرفها رو تکرار میکنن و این باور احتمالا از اینجا رایج شده. اما تحقیقاتی که انجام شده برای این سوال که خوددوستی چه نتیجه ای داره یک جواب بیشتر پیدا نکرده: تقریبا هیچی!
اما چرا؟
جواب اینه که خوددوستی و عزت نفس اصولا پیامد عملکرد ما توی زندگی هست: اگه اوضاع خوب پیش بره و ما موفق عمل کنیم احساس خوددوستی بالا رو تجربه میکنیم و اگه اوضاع بد پیش بره و ما از پس چالش های زندگی برنیاییم احساس ارزشمندی پایین رو تجربه میکنیم.
معنای این حرفها این هست که اصولا خوددوستی حالت "پیش فرض" احساسی هست که آدم داره مگه اینکه اوضاع طبق انتظار پیش نره. بالاتر از این: فروید معتقد بود که نوزاد انسان با احساس خودشیفتگی به دنیا میاد!
از اینجا میشه نتیجه گرفت که سعی کردن برای احساس ارزشمندی دادن به آدمی (خود آدم) که با یک موقعیت عاطفی سخت کلنجار میره و از پس اون برنمیاد بیفایده است.
اگر یک آدمی خیلی ابراز تشنگی می کنه اولین راهی که به ذهن میرسه این هست که بهش آب رسوند. اما ممکنه غافلگیر بشیم از اینکه اون آدم آب رو پس بزنه. راه درست این هست که ببینیم اون تشنگی غیرعادی از کجا میاد. اگر به کسی که غذای شور زیادی میخوره آب زیادی بدید بهش کمک نکردید. اگر علت تشنگی رو پیدا کنیم غذای معمولی هم آب کافی داره.
دلیل اینکه اون مشکل حل نمیشه همیشه نادیده گرفتن یک جنبه از واقعیت هست. این واقعیت می تونه این باشه که من انتظاری فراتر از واقعیت توانایی خودم یا دیگران دارم یا انتظار پایین تر.
در هر حال احساس ناخوشایند چیز "بدی" نیست چون داره بهم میگه که فرصت بهتر کردن زندگیم رو دارم. این بهتر شدن یا بیشتر شدن دانش هست یا بیشتر شدن توانایی و مهارت. احساس ناخوشایند از آدم آرامش و حتی ارزشمندی رو موقتا میگیره اما در اصل سرنخی هست برای کسب مجدد احساس آرامش و ارزشمندی.
اگر شما هم این باور رو داشتید دفعه بعدی که فکر کردید خیلی بده که احساس ارزشمندی نمی کنید روی احساس ناخوشایند خودتون تمرکز کنید و فکر کنید از کجا میاد و آیا چیزی از واقعیت هست که از قلم انداختید یا نه. اگر تنهایی موفق نشدید کمک بگیرید. کار سختیه اما به زحمتش میارزه.
یک نویسنده برای انسان تعبیر "ماشین یادگیری" رو بکار برده بود. من خیلی پسندیدم. برای تبدیل شدن به یک ماشین یادگیری واقعی آدم باید نظرش رو درباره شکست و مواجه شدن با ناکامی به کلی عوض کنه: بجای جدی گرفتن احساسات منفی و راه افتادن دنبال توجیه یا تسکین اونها آدم باید مثل یک قطب نما از اونها استفاده کنه تا راه خودش رو بره.

چطور یک مشاور مناسب انتخاب کنم؟...

ما را در سایت چطور یک مشاور مناسب انتخاب کنم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 1:24

صفحه بندی