سوالی که موقع نتیجه نگرفتن از تکرار درخواست خیلی آزاردهنده می شود این است که اصلا چرا طرف مقابل خواسته واقع بینانه مرا انجام نمی دهد؟ بگذارید استعاره اتاق دربسته را ادامه بدهیم: داخل آن اتاق دربسته چه می گذرد؟ چند حالت دارد. یا طرف مقابل کف زمین افتاده و اصلا نمی تواند بیرون بیاید، یعنی ناتوانی دارد که ما نمی دانیم. حالت بعدی این است که نشسته است و به ریش ما می خندد، یعنی اصلا دلش نمی خواهد بیرون بیاید. حالت دیگر هم این است که از آنچه نباید می ترسد و از آنچه باید نمی ترسد: یعنی انگار نمی داند اولا اگر بیرون بیاید اتفاق بدی برایش نمی افتد و دوما نمی داند اگر بیرون نیاید اتفاق بدی برایش می افتد یعنی ما ترکش می کنیم (عاطفی).
فرض من همیشه این آخری است. چرا؟ چون نمی توانم بپذیرم کسی عامدانه و آگاهانه به ضرر خودش کاری بکند. حتی آن کسی که داخل اتاق نشسته و به ریش بقیه میخندد هم نمی داند که دارد چه ضربه ای به آینده خودش می زند. پس کار او هم ناخوداگاه است. برای همین احساس متناسب با واقعیت برای کسی که در چنین موقعیتی است و حتی دارد رابطه را ترک می کند نباید انتقام باشد بلکه باید احساس دلسوزی برای خودش و طرف مقابل باشد.
هرچه داخل آن اتاق بگذرد ما از آن اطلاع دقیق نداریم. کسی هم دلش نمی خواهد و اصلا نمی تواند در را بشکند و بزور وارد شود. پس چکار می شود کرد؟ راه حل این است: قرار نیست ما تا ابد پشت در بنشینیم اما قبل از ترک او یا منتظر ماندن در حدی که با خودمان دعوایمان بشود یا روان مان به هم بریزد به نظرم می شود به عنوان تلاش آخر کاری کرد.
همه ما گاهی تحت فشار و بخاطر ضعف انسانی از دیدن تمام واقعیت، از دیدن چیزهای ارزشمندی که داریم، از دیدن اهمیتی که دیگران برای ما قائل هستند، از دیدن تاثیر کارهایی که میکنیم یا نمیکنیم بر دیگران ناتوان میشویم و برای دیدن واقعیت خودمان و دنیا به کمک دیگران نیاز پیدا میکنیم.
برای آنکه سهم خودمان را انجام داده باشیم و بدون احساس نفرت یا انتقام موقعیت را ترک کرده باشیم باید برای بار آخر فرصتی برای طرف مقابل فراهم کنیم که شاید چیزهایی را که تحت فشار فراموش کرده یا نادیده گرفته دوباره ببیند و دوباره تصمیم بگیرد.
موثرترین شیوه درخواست در رابطه ارائه پیامی است حاوی احساسات صمیمانه ما ولی فاقد قضاوت درباره آنچه طرف مقابل کرده و نکرده بلکه به جای آن دادن اطلاعاتی درباره تاثیر دریافت نکردن نیازها بر احساسات و توان تحمل یک طرف.
آن کسی که در اتاق دربسته نشسته چه سردرگم به نظر برسد چه بی تفاوت یا حتی عصبانی شاید نمی داند که ارزش رابطه و خاطراتش برای من چقدر است، شاید نمی داند خودش چقدر برای من مهم است، شاید نمی داند که چقدر حساسیت های او برایم مهم است، شاید نمی داند اگر قرار باشد عشق اش را از دست بدهم چقدر درد می کشم، شاید نمی داند که حاضرم برای رفع نگرانی های او از سمت خودم چه سختی هایی را تحمل کنم. ولی همزمان شاید نمی داند خواسته های من چقدر برایم مهم است، شاید نمی داند که ممکن است نگرفتن خواسته هایم آنقدر دردناک شود که نتوانم ادامه بدهم.
پیامی که همه این اطلاعات را به او بدهد موثرترین شیوه درخواست است.
چطور یک مشاور مناسب انتخاب کنم؟...
ما را در سایت چطور یک مشاور مناسب انتخاب کنم؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 1:24