شده تا به حال چیزی را از کسی که در رابطه خیلی نزدیک با او هستید درخواست کنید و طرف شما علیرغم توان برآورده کردن درخواست شما کاری نکرده باشد؟ بعضی از ما چنین موقعیتهایی را تا سرحد ناامیدی تجربه کرده ایم. گرچه این جور مواقع بهانه آوردن و بی توجهی واکنش رایجی است ولی حتی ممکن است شاهد باشیم طرف مقابل هم خودش را سرزنش کرده ولی خبری از تغییر نباشد. گذشته از احساسات ناخوشایند نادیده گرفته شدن و بی اهمیت گرفته شدن، سوالی که اینجور مواقع پیش می آید این است که آیا کاری هست که من بتوانم انجام بدهم تا طرف مقابل به خواسته من توجه کند؟ احتمالا به فکر افتاده ایم که فقط یک معجزه میتواند اوضاع را عوض کند.
از یک استعاره استفاده می کنیم تا موقعیت طرفین را در چنین رابطه ای توصیف کنیم و ببینیم آیا راه حلی می توان پیدا کرد یا نه. فرض کنید شما پشت در اتاقی ایستاده اید که در آن فقط از داخل باز می شود. طرف مقابل شما داخل اتاق است ولی هرچه شما اصرار می کنید که من این بیرون به کمک تو نیاز دارم بیرون نمی آید. از نظر شما راه حل به همین سادگی است که او دستگیره را بچرخاند و بیرون بیاید ولی او سردرگم یا بی تفاوت یا حتی عصبانی از توقعات شما به نظر می رسد.
چه راهی هست برای فرار از این درماندگی؟ چند راه قابل تصور است: اول تلافی کردن و محروم کردن طرف مقابل از بعضی نیازها و خواسته هایش (مثلا احترام) به امید تحریک کردن او، پشت در نشستن و اعتراض به امید اینکه یک روز طرف مقابل در را باز کند، رها کردن درخواست و پذیرفتن شرایط، و راه آخر هم رها کردن رابطه ای که بیش از آن محروم کننده است که بشود تحملش کرد. راه اول اصلا معقول نیست چون قبل از همه به من آسیب می زند بدون اینکه نفعی برساند، راه دوم و سوم فقط وقتی معقول است که نادیده گرفته شدن درخواست آسیب جبران ناپذیری به حال و آینده طرفین رابطه نزند وگرنه تکلیف مشخص است. اما رابطه نزدیک هم چیزی نیست که بشود به سادگی از آن گذشت. آیا قبل از ترک رابطه کار دیگری نمی شود کرد؟
چطور یک مشاور مناسب انتخاب کنم؟...
ما را در سایت چطور یک مشاور مناسب انتخاب کنم؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 1:24